از شعر تا دادهاطلس تعاملی شعر فارسیورود به اطلس تعاملی
برای مخاطب عام

واژه‌نامه تحلیل داده و ادبیات

تعریف‌ها کوتاه‌اند، اما مرزهای علمی هر اصطلاح را حفظ می‌کنند.

اثر انگشت سبکی

مجموعه الگوهای ریز و نسبتاً پایدار در انتخاب نویسه، واژه، طول متن و ساختار که می‌تواند میان نویسندگان تفاوت ایجاد کند.

پیوند متنی (بینامتنیت)

رابطهٔ یک متن با متن‌های دیگر از راه نقل، بازنویسی، تضمین، تداعی، تصویر مشترک یا شباهت ساختاری. «بینامتنیت» نام دانشگاهی این مفهوم است.

شباهت کسینوسی

معیاری میان صفر و یک برای سنجش نزدیکی دو بردار واژگانی یا سبکی؛ هرچه بزرگ‌تر باشد، الگوها نزدیک‌ترند.

مدل موضوعی

روش آماری برای کشف گروه‌هایی از واژه‌ها که در متن‌ها با هم ظاهر می‌شوند و می‌توان آن‌ها را به‌صورت مضمون تفسیر کرد.

آزمون جایگشتی

روشی برای سنجش معناداری که برچسب‌ها را بارها تصادفی جابه‌جا می‌کند و نتیجه واقعی را با حالت‌های تصادفی مقایسه می‌کند.

اندازه اثر

مقدار عملی تفاوت یا رابطه؛ مکمل p-value که نشان می‌دهد یک نتیجه علاوه بر معناداری آماری، تا چه اندازه بزرگ است.

رانش معنایی

تغییر واژه‌ها و مفاهیمی که در پیرامون یک واژه مرکزی ظاهر می‌شوند و از دگرگونی کاربرد یا معنای آن خبر می‌دهند.

NPMI

معیاری برای سنجش قدرت هم‌رخدادی دو واژه یا دو خانواده تصویری، با کنترل فراوانی عمومی آن‌ها.

Leave-One-Poet-Out

طرح ارزیابی که در هر مرحله تمام آثار یک شاعر را برای آزمون کنار می‌گذارد تا مدل نتواند همان شاعر را از داده آموزش حفظ کند.

نامتعارف آماری

متنی که بر اساس ویژگی‌های انتخاب‌شده از الگوی معمول آثار همان شاعر فاصله دارد؛ این برچسب داوری ادبی یا حکم انتساب نیست.

کانون فعالیت

شهری که برای فعالیت اصلی ادبی یا تاریخی شاعر در داده جغرافیایی ثبت شده است؛ این شهر لزوماً محل تولد یا درگذشت نیست.

نیمه‌عمر واژه

زمان پس از اوج تا رسیدن فراوانی هموارشده واژه به نصف مقدار اوج؛ شاخص سرعت افت است، نه زمان مرگ قطعی واژه.

سانسور راست

حالتی که رویداد مورد سنجش تا پایان بازه مشاهده رخ نداده است؛ برای نمونه واژه‌ای که تا سده پانزدهم هنوز به نصف اوج نرسیده است.

نرخ شاعرمتوازن

ابتدا نرخ یک نشانه برای هر شاعر جدا محاسبه می‌شود و سپس شاعران با وزن برابر در سده میانگین می‌شوند تا دیوان‌های بسیار بزرگ نتیجه را تصاحب نکنند.

پنجره واژگانی

چند واژه پیش و پس از یک واژه مرکزی که برای دیدن زمینه نزدیک آن بررسی می‌شوند؛ مثلاً هشت واژه در دو سوی «شب».